• خوشبختی چیست
  • خوشبخنی واقعی
  • خوشبختی کجاست
  • خوشبختی واقعی کجاست
  • خوشبختی در کجاست
  • خوشبختی واقعی در کجاست
  • خوشبختی

موفقیت چیست مطالب آموزش موفقیت

 آدمها خودشان خالق زندگی خودشان هستندو هر اتفاقی که در زندگی آدمها رخ میدهد خودشان آن را ایجاد می کنند

 

 

نحوه کارکرد مغز برای خلق موفقیت

 

به نام خدای مهربان

سلام

در این قسمت از سایت مسیر نور می خواهم در مورد نحوه کار کرد مغز انسان و ارتباط آن با نحوه خلق زندگی توسط خود انسان با شما صحبتی داشته باشم.

مهم ترین مبحث برای درک چگونگی خلق زندگی توسط خود انسان و نحوه ایجاد خوشبختی  و رسیدن به موفقیت ، فهمیدن عملکرد مغز انسان است که در این قسمت از سایت مسیر نور به آن می پردازم .

 

خلق زندگی

( انسانها خودشان خوشبختی و موفقیت خودشان را خلق می کنند ) 

در این مقاله میخواهم ثابت کنم که آدمها خودشان خالق زندگی خودشان هستند و هر اتفاقی که در زندگی آدمها رخ میدهد خودشان آن را ایجاد می کنند.

 

ارتباط مغز انسان با جهان هستی

( خوشبختی و موفقیت تک تک انسانها به نحوه کارکرد مغز آنها ارتباط مستقیم دارد .)

ابتدا می خواهم در مورد نحوه عملکرد مغز انسان با شما حرف بزنم  ، با توجه به این که مغز انسان هر لحظه در حال پردازش اطلاعات دریافتی از جهان مادی است ، یعنی با توجه به موضوعاتی که ما آن را می بینیم و یا می شنویم و یا در درون خودمان  به آن فکر می کنیم و در مورد آن موضوع گفتگوی درونی داریم و احساسات درونی ما نسبت به آن موضوع برانگیخته می شود ، مغز ما در هرلحظه تک تک این موضوعات را بررسی کرده و نسبت به موضوعات مختلف واحساسی که ما نسبت به آن موضوعات داریم  عکس العمل نشان می دهد.

  خلق زندگی و مغز انسان

( موفقیت و خوشبختی هر فرد در گرو جنس فرکانس ارسالی توسط مغز اوست. )

حالا ببینیم عکس العمل مغز به موضوعات به چه شکلی هست.

در زمان عکس العمل مغز نسبت به موضوعات مختلف ، مغز انسان دو کار بسیار مهم را انجام می دهد. 

در ابتدا اطلاعات دریافتی را به کل اعضای بدن می رساند و تک تک سلول های بدن از آن موضوع با خبر می شوند ، به همین دلیل جسم انسان اولین عکس العمل را نسبت به مسائل مختلف از خودش نشان می دهد ، مانند خوردن لیموترش و عکس العمل چهره انسان و اعضای بدن نسبت به مزه ترش و یاشنیدن صدای ناخن کشیدن روی سطح صاف و ایجاد صدای سوت و عکس العمل بعضی از افراد نسبت به آن صدا و اگر قدم فراتر بگذاریم مثلا در مقابل اخبار ناراحت کننده و غمگین کننده جسم انسان افسرده می شود و در طولانی مدت به بیماری های مختلف مبتلامیشود مثل پادرد ، کمردرد ، معده درد ، سردرد و یا بیماری های به ظاهر لاعلاج که فرد خودش را با مسکنهای مختلف آرام می کند.

در مورد اخبار شادی آور هم همینطور است، زمانی که یک موضوع مسرت بخش را می بینیم شادی تمام وجود ما را فرامی گیرد و ناخود آگاه به جنب و جوش می آییم ، مثلا اگر در حال پیاده روی در یک مسیر هستیم ناخود آگاه آن مسیر را می دویم یا اگر در حالت نشسته هستیم چند تا بشکن می زنیم ، بعضی ها دست های خودشان را به همدیگر می مالند و اظهار خوشحالی می کنند بعضی افراد هم فقط لبخند بر لبشان جاری می شود...

کسانی که در تمام لحظات زندگی خودشان از اتفاقات شادی بخش زندگیشان لذت می برند و به مسائل ناراحت کننده اهمیت نمی دهند به قول معروف آدمهای بی خیالی هستند این افراد به بیماری مبتلا نمی شوند مطمئنا افرادی را می شناسید که هشتاد سال یا نود سال ویا بیشتر عمر میکنند ولی در طول عمرشان یک قرص هم نخورده اند و یا یک بار هم به پزشک مراجعه نکرده اند ودلیل این اتفاق ، اطلاعات شادی آوری هست که مغز این آدمها به جسم آنها ارسال میکند و یا در مقابل اخبار نامناسب واکنش گرا نیستند و احساساتی نمی شوند ، منظورم از احساساتی شدن احساس غم و غصه  ، خشم ، حسادت و هر احساس نامناسبی را در وجودشان ایجاد نمی کنند ...

 

دومین کاری که مغز انسان انجام میدهد:

با توجه به این که در مغز انسان بیشتر از صد میلیارد سلول عصبی وجود دارد و این سلولهای عصبی وظیفه دریافت ، پردازش و انتقال اطلاعات را بر عهده دارند ، این سلولهای عصبی نقش اصلی را در روند زندگی انسان ایفا می کنند.

نام سلولهای عصبی که اطلاعات را دریافت کرده و پردازش می کنند و آنها را به سلولهای بعدی انتقال می دهند نورون نام دارد.

 

وظیفه نورونهای مغز

( شگفت انگیز ترین ابزار برای خلق خوشبختی و موفقیت هر فرد ، نورونهای مغز اوست. )

عملکرد نورونها به این ترتیب است که اطلاعات دریافتی توسط نورونها ماهیت بیو الکتریک پیدا کرده و به شکل انتقال الکترونی در سلول انتقال پیدا می کنند ، نورونها اطلاعات را توسط دندریت ها دریافت کرده و بعد از پردازش توسط جسم سلولی ، به وسیله رشته عصبی آکسون که از جنس سیتو پلاسم هست به انتهای آکسونها که پایانه آکسونی گفته می شود انتقال می یابد و در آنجا توسط سیناپس ها به نورون بعدی انتقال پیدا می کنند در این میان نحوه انتقال الکترونی توسط آکسونها به این ترتیب هست که برروی رشته عصبی آکسونها لایه ایی به نام غلاف میلین قرار دارد که عایق الکتریکی هست و در طول رشته عصبی آکسون به صورت بند بند قرار گرفته که محل اتصال آنها را گره رانویه می گویند ، گره رانویه فرو رفتگی‌های غلاف میلین در تارهای عصبی هست که موجب افزایش سرعت انتقال الکترونی می شود.

در واقع فواصلی در رشته های عصبی که در آن‌ها غلاف میلین وجود ندارد، گره رانویه نام دارد و هدایت پیام عصبی در این رشته از گرهی به گره دیگر است ، این گره‌ها شتاب پتانسیل را از یک گره به گره بعدی افزایش می‌دهند و به دلیل وجود گره رانویه هست که در تارهای عصبی میلین دار سرعت هدایت اطلاعات بیشتر می شود.

نحوه هدایت پیام عصبی در تارهای عصبی میلین دار از یک گره رانویه به گره بعدی به صورت جهشی است و همین امر موجب می‌شود که هدایت پیوسته با حداکثر سرعت 200 متر بر ثانیه انجام شود. هدایت پیام عصبی در تارهای عصبی بدون میلین بسیار آهسته تر و با سرعت 0.5 متر بر ثانیه ( حداقل سرعت) صورت می‌گیرند. 

 

فرکانس مغز چیست

( جنس فرکانس ارسالی از مغز انسان به جهان هستی تعیین کننده اتفاقات زندگی او وایجاد خوشبختی و موفقیت اوست . )

جالب اینجاست که در اثر انتقال اطلاعات در مغز  و حرکت الکترونی در نورونها ارتعاش یا فرکانس در مغز ایجاد می شود ، ارتعاش الکترونیکی در یک مولکول یعنی تعامل بین حرکت ارتعاشی الکترونیکی و هسته ای در سلول و اصطلاح "ویبرونیک" از ترکیب اصطلاحات "ارتعاشی" و "الکترونیکی" سرچشمه گرفته است و این بدان معناست که در یک مولکول، فعل و انفعالات ارتعاشی و الکترونیکی با یکدیگر ارتباط دارند و بر یکدیگر تأثیر می گذارند ، نهایتا  این ارتعاشات ایجاد شده در مغز که از میلیاردها سلول عصبی ساطع می شوند طول موج و فرکانس خاص خودش را دارد که نسبت به نوع اطلاعات و احساسات درونی فرد در آن لحظه نسبت به سایر موقعیت ها و احساسات درونی همان فرد متفاوت هست و همچنین نسبت به سایر افراد جامعه نیز متفاوت می باشد...

تا اینجای موضوع را به خاطر داشته یاشید ...

 

 

از طرفی با توجه به این که همه ذرات جهان هستی از اتم تشکیل شده اند (جامد ، مایع ، گاز و پلاسما و ...) همه اتمها دارای الکترون هستند و همانطور که گفتم  ارتعاش الکترونیکی یعنی تعامل بین حرکت ارتعاشی الکترونیکی و هسته ای در یک مولکول و نهایتا نسبت به ماهیت مواد ، الکترونها موجب به وجود آمدن ارتعاشاتی می شوند و در جهان هستی انتشار پیدا می کنند و هر ارتعاشی فرکانس و طول موج خاص خودش را دارد .

مهم ترین موضوع اینجاست که هر ماده ایی ارتعاشات و فرکانسهای خاص خودش را دارد و این ارتعاشات هرگز تغییر نمی کنند مگر اینکه ماهیت آن تغییر کند مثلا از حالت جامد به مایع تبدیل شود یا برعکس ...

و جالب اینجاست که تنها موجودی که می تواند فرکانسهای مغز خودش را نسبت به افکاری که دارد تغییر دهد و فرکانسهای دلخواه خودش را ارسال کند انسان است و این تغییر فرکانس نسبت به دیدگاه و احساسات درونی در باره موضوعات مختلف تغییر میکند و مهم تر از همه مبنای فرکانسهای ارسالی از مغز انسان احساسات و باورهای درونی او نسبت به مسائل زندگی اش هست .

همانطور که گفتم هرگاه که فکر، حرکت یا حس می‌کنیم یا چیزی را به خاطر می‌آوریم، نورون‌های ما کار می‌کنند. وقتی این سلول های عصبی فعال می‌شوند ، پالس های الکتریکی تولید می‌کنند (موجی را که در یک مکان ورزشی در جمعیت موج می زند ، تجسم کنید) این فعالیت الکتریکی هماهنگ منجر به “موج مغزی” می شود.

هنگامی که بسیاری از سلولهای عصبی به طور همزمان به این روش تعامل می‌کنند. این فعالیت به حدی قوی است که حتی در خارج از مغز نیز قابل تشخیص است. فعالیت الکتریکی نورونها باعث شکل گیری امواج مغزی می شود که در حالات گوناگون دارای فرکانسهای مختلف با کارآیی متفاوت می باشند.

انواع فرکانسهای مغزی انسان

  1. امواج آلفا
  2. امواج بتا
  3. امواج تتا
  4. امواج دلتا
  5. امواج گاما

ذهن ما به‌صورت خودکار این امواج را وابسته به شرایط و حالات مختلف، تغییر می‌دهد. هرکدام از این امواج ویژگی‌های مختص به خودشان را دارند ، که در ادامه توضیح می‌دهم .

تحقیقات علمی گسترده ای نشان میدهد که حالت ذهنی ما (ریلکسیشن، اضطراب، تمرکز، خواب، مدیتیشن، …) روی الگوهای امواج مغزی تاثیرگذار هستند.

هر احساس، فکر، و عملی که ما در طول روز انجام میدیم، روی نحوه‌ی ارتباط تک تک سلولهای مغزی ما تاثیر میگذارد و سلولهای عصبی نیز این تاثیرات را در الگوهای امواج مغزی نشان میدهند…

تحقیقات بیشتر نشان داد که می توان شدت امواج مغزی را با استفاده از ضربان های منظم اصوات موسیقی و نورهای نوسان دار تغییر داد.

با توجه به اینکه مغز ما با عوامل بیرونی هم تحریک میشود، ما می توانیم از موسیقی استفاده کنیم و فرکانس‌های امواج مغزی خودمان را تغییر دهیم.

تا اینجای کار مشخص شد که مغز انسان هر لحظه در حال ارسال فرکانس به جهان هستی می باشد و چون این فرکانسها در نتیجه توجه و تمرکز انسان و احساسات فرد نسبت به موضوعات مختلف هست و از طرفی چون وظیفه جهان هستی پاسخ دادن به فرکانسهای ارسالی از طرف تک تک آدمها هست ، پس با توجه به جنس این فرکانسها که مجموعه ایی از باورهای درونی فرد و احساسات درونی و طرز تفکر فرد نسبت به موضوعات مختلف هست مسیر زندگی این فرد را طوری رقم میزند که دقیقا هم جنس با فرکانسهای ارسالی آن فرد خواهد بود و درست بودن باورهای فرد به خودش ثابت خواهد شدو اون آدم به راحتی می تواند صدها مثال بزند که به این دلیل و به این دلیل باورهای من درستند و این زندگی من نشان میدهد که من درست فکر می کنم.

فرقی نمیکند چه در جهت مثبت برای آدمهای مثبت اندیش و و چه در جهت منفی برای آدمها منفی نگر.

پس بهترین کار برای ارسال فرکانس مناسب در جهت رشد زندگی ایجاد باورهای مناسب و کنترل ورودی های ذهن هست .

 

در پایان آرزوی خوشبختی و سعادت دنیا و آخرت را برای شما عزیزانم دارم و شما را به خدای مهربان می سپارم .

 

سایت آموزشی مسیر نور

مهندس حبیب خیری 

 

 

 

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر با واحد مدیریتی مسیرنور تماس بگیرید.

تماس با واتساپ
Close and go back to page