• خوشبختی چیست
  • خوشبخنی واقعی
  • خوشبختی کجاست
  • خوشبختی واقعی کجاست
  • خوشبختی در کجاست
  • خوشبختی واقعی در کجاست
  • خوشبختی

آرامش درونی| کلاس آرامش

یکی از مهم‌ترین ارکان رسیدن به موفقیت و  خوشبختی داشتن آرامش درونی است.

 

 

چهار نکته مهم برای آرامش در زندگی

 

به نام خدای مهربان

 سلام

خدا را شکر که این فرصت را در اختیار من قرار داد تا یک بار دیگر در خدمت شما عزیزانم باشم.

موضوع بسیار مهمی را می خواهم مطرح کنم و دوست دارم بادقت مطالعه کنید و در زندگی خودتان استفاده کنید.

 

آیا تفاوتی میان آرامش درونی و شادی وجود دارد ؟ 

 به نظر من کمی در این مورد فکر کنید و ببینید فرقی میان آرامش درونی و شادابی وجود دارد یا اگر کسی به شادابی برسد به آرامش رسیده است یا نه.   

 شاید بعضی از شما عزیزان با این نظر موافق باشید که هر چیزی که باعث شادابی ما شود همان باعث  ایجاد آرامش درونی هست و برای رسیدن به آرامش باید شاد بود .

 

آرامش و شادی

در اینجا باید بگویم ما دو نوع شادابی داریم یک نوع شادابی به خاطر احساس آرامشی که در درون ما به وجود آمده است .

و یک نوع شادابی که در بیرون از وجود ما نسبت به شرایط و اتفاقات در محیط اطراف ما رخ می دهد .

اگر شادابی ما  درونی باشد این شادابی پایدار و همیشگی خواهد بود و اگر شادابی ما به شرایط بیرون وابسته باشد این شادابی موقت خواهد بود و تا زمانی که شرایط بیرون مساعد باشد این شادابی برقرار هست ، تازه همان موضوع بیرونی اگر به هر دلیلی تغییر کند و برخلاف میل ما باشد شاید موجب ناراحتی ما هم بشود .

 یعنی اگر به هر دلیلی این شرایط از بین برود احتمالا شادابی ما هم از بین خواهد رفت و  همان شرایطی که در آن بودیم به محیطی نا آرام و ناراحت کننده تبدیل خواهد شد .

مثلا یکی از اعضای خانواده به مسافرتی چند ماهه برود یا دوستی صمیمی برای مدتی به مسافرت رفته باشد یا به هر دلیلی اقتصاد کشور به هم بریزد یا کالایی مهم گران شود و تورم نامناسب در کشور ایجاد شود و به هر دلیلی در وجود فرد احساس نگرانی یا ترس یا خشم یا حسادت و هرگونه احساس نامناسب ایجاد بشود ، همان فرد که به خاطر شرایط محیط شاداب بود دیگر آدم شادی نیست و این شخص افسرده و ناراحت و غمگین و یا خشمگین خواهد بود .

لذا هر شادابی که در بیرون از وجود ما هست و به شرایط جامعه و یا عوامل بیرونی وابسته باشه این شادابی بی ارزش و بی پایه هست.

حالا سوالی که پیش می آید این است  که آیا میتوان شرایطی را به وجود آورد که هم شادابی درونی پایدار داشته باشیم و هم شادابی بیرونی ؟

و این بسیار نکته مهم و اساسی هست که با درک این موضوع ما میتوانیم تحت هر شرایطی شاداب و خرسند زندگی کنیم .

برای ایجاد شادابی پایدار ما باید از درون خودمان شروع کنیم و ابتدا باید آرامش را در درون خودمان ایجاد کنیم و این ایجاد آرامش درونی پایه و اساس یک زندگی آرام خواهد بود .

ومهم ترین نکته اینجاست؛

زمانی که ما بر روی افکارخودمان کار میکنیم و ذهن خودمان را به صورت خود آگاه کنترل میکنیم و آرامش درونی خودمان را حفظ می کنیم ، در نتیجه در اثر حفظ آرامش درونی ، شادابی درونی ما ایجاد میشود .

 در نتیجه جهان هستی یا همان کائنات نیز به تغییر رفتار و نوع نگرش درونی ما پاسخ میدهد و اتفاقات و مسائل زندگی ما به نحوی رقم می خورد که اتفاقات محیط ما نیز با رفتار درونی ما هماهنگ میشوند و روند زندگی ما چهره ایی آرام و شاداب به خودش می گیرد و زندگی ما سرشار از آرامش و شادابی میشود .(تاکید می کنم این جمله را چند بار مطالعه کنید . )

حالا چند راهکار مهم و ساده به شما میگوم تا بتوانید آرامش درونی خودتان را به صورت دائمی حفظ کنید .

 

اولین راهکار برای ایجاد آرامش درونی حرکت به گذشته :

حرکت به گذشته یعنی چه ؛ یعنی اگر موضوعی پیش آمد که ما را ناراحت کرد و احساس درونی ما را به هم ریخت باید ببینیم در گذشه چنین موضوعی در زندگی ما رخ داده بوده یا نه در صورتی که خ داده باشد باید بگویم فلان روز این اتفاق رخ داد و الان میبینم تاثیری در زندگی من ندارد ،  پس نگرانی من بی مورد است .

 

دومین راهکار برای ایجاد آرامش درونی حرکت به آینده :

حرکت به آینده یعنی زمانی که اتفاق به ظاهر نامناسبی رخ داد ، ما خودمان را در یک ساعت بعد از آن اتفاق ببینیم یا یک ماه بعد از آن اتفاق ببینیم و یا یک سال بعد از آن اتفاق ببینیم و این بستگی دارد به اینکه چه نوع اتفاقی رخ داده باشد و فکر کنیم و نتیجه بگیریم که آیا این اتفاق بعد از فلان مدت ارزشی خواهد داشت ؟ و این نگرانی یا ترس من تا آن زمان ادامه خواهد داشت ؟ و به این نتیجه خواهیم رسید  که همه این نگرانی ها بی موردند و این احساس نامناسب چیزی جز نجوای درونی نیست .

 همین الان هم اگر به اتفاقات گذشته زندگی خودتان نگاه کنید می بینید  نگرانی ها و ترسهایی که در گذشته داشتید همه بی مورد و بی ارزش بوده اند ، مثل نمره درسی دوران مدرسه ، شکستن ظرف آشپزخانه ، دیر رسیدن به مدرسه و همه خرابکاری های کودکانه که در آن زمان ترس بزرگی را در  دل ما ایجاد کرده بودند .

و الان می بینیم که همه آن اتفاقات به ظاهر وحشت ناک ارزش ترسیدن و نگرانی را نداشته اند و تنها با مطالعه درس و یا دقت در انجام کارهای خانه و یا زود بیدار شدن قابل حل بوده است ، از طرفی درسی بوده برای درست حرکت کردن در مسیر زندگی .

 

سومین راهکار برای ایجاد آرامش درونی دیدگاه متفاوت نسبت به اتفاقات زندگی :( الخیر فی ما وقع )

کسی که برروی افکار خودش کار میکند این نکته بسیار مهم را میداند که همه اتفاقات زندگی آن فرد به نفعش خواهد بود چه اتفاقات خوب و مناسب ، چه اتفاقات به ظاهر بد و نامناسب .

شاید شنیده ایید که می گویند « الخیر فی ماوقع » یعنی هر اتفاقی در زندگی من رخ بدهد یه نفع من هست و هیچ جای نگرانی نیست و آن فرد در پی همان اتفاق منتظر نتایج مطلوب آن اتفاق به ظاهر نامناسب هست ، به این قانون میگویند « قانون صبر » به همین خاطر خداوند در قرآن می فرماید « خداوند با صبر کنندگان هست . »

در نتیجه ، انتظار اتفاق خوب را کشیدن باعث میشود اتفاقات به ظاهر نامناسب در زندگی آن فرد به اتفاقات مناسب و عالی تبدیل شوند هرچند خود شخص بابت این اتفاق تعجبی نمیکند و میداند این قانون بدون تغییر خداست  ولی اطرافیانش تعجب می کنند و میگویند ؛

« فلانی چقدر خوش شانسه فلان بلا سرش اومد ولی الان برو زندگیشو ببین انگار نه انگار همون آدمه . »

و مطمئنا شما هم این نوع آدمها را سراغ دارید .

 

ایجاد آرامش درونی با ساده ترین کارها
روشهای ایجاد آرامش

 

چهارمین راهکار برای ایجاد آرامش درونی سخن گفتن با منبع انرژی جهان هستی یا همان خداست :

به نظر من  بهترین و مطمئن ترین راه برای ایجاد آرامش درونی سخن گفتن با خدای مهربان هست.

 از چند بعد این موضوع را باهم بررسی می کنیم .

فرض کنیدیک نفر به هر دلیلی مشکلی برایش پیش آمده و حالش گرفته و آرامش درونی خودش را از دست داده است و دنبال کسی هست که حرف دلش را به او بگوید .

به نظر شما آن یک نفر چه مشخصاتی را باید داشته باشد.

 اولین مشخصه کسی که شما می توانید حرف دلتان را به او بگویید این است که شما با آن فرد راحت باشید و راحت حرف دلتان را به او بگویید .

 دومین مشخصه آن فرد این است که  امین اسرار شما باشد و هر حرفی به او بزنید راز شما را با تمام وجودش حفظ کند و محرم اسرار شما باشد.

 سومین مشخصه آن فرد این است که باید با تمام وجودش حرفهای شما را گوش کند و کلمه به کلمه به حرفهای شما اهمیت بدهد.

 چهارمین مشخصه بعدی آن فرد این است که آن فرد علاوه براین که باید با تمام وجودش به حرفهای شما گوش کند باید احساس واقعی درونی شما را هم درک کند.

 پنجمین مشخصه آن فرد این است که او باید این توان را داشته باشد که به شما کمک کند و گره از کار شما باز کند.

 تازه اگر کمکی هم کرد بدون منت باشد.

 وآیا آن فرد همیشه و در هر حال میتواند به شما کمک کند؟ و هر لحظه از شبانه روز که بخواهید به کمک شما بیاید ؟

 و آیا شما مطمئن هستید که او قدرت این را دارد که هر کاری بخواهید برای شما  انجام دهد ؟ 

 نهایتا آیا واقعا کسی هست که ما مطمئن باشیم این مشخصات را داشته باشد؟

و من به این سوالات با استفاده از کلام خود خدا پاسخ میدهم .

 در مورد سوال اول باید بگویم خدا در قرآن می فرماید در هر حالت که هستی با من حرف بزن چه خوابیده چه نشسته و چه ایستاده .

و نیازی  به هیچ گونه مقدمه چینی ندارد ، هرچند برای ایجاد خشوع و احترام به خدا  و احساس درونی خوب برای حرف زدن با خدای مهربان هر کاری انجام بدهیم جا دارد ( مثل وضو گرفتن ، دوش گرفتن ، پوشیدن لباسهای خوشگل ، عطر و ادکلن زدن ، آرایش کردن ، شانه کردن موهای سر و ... 

و هرکاری که در شما این احساس را ایجاد کند که شما با بهترین دوست خودتان قرار ملاقات دارید.

هر چند این خیلی خوب است ولی اینها ملاک ارتباط قلبی انسان با خدا نیست ملاک فقط و فقط احساس درونی شما در لحضه صحبت کردن با خداست .

در مورد مشخصه دوم باید بگویم ناگفته پیداست که خدای مهربان هرگز راز کسی را که خدا را دوست خودش میداند فاش نمیکند و یکی از القاب خدا ستار العیوب بودن خدا ست چه برسد به این که راز دل کسی را بخواهد فاش کند.

در مورد مشخصه سوم هم باید بگویم که خدا در قرآن می فرماید «الله علیم بذات الصدور »یعنی خدا از راز درون سینه ها آگاه است .

 در مورد مشخصه بعدی درک واقعی طرف مقابل نسبت به احساسات شماست ، جواب این است که چون خداوند خالق انسان هست و همه احساسات و عواطف انسان را خودش در نهاد انسان گذاشته پس کاملا احساسات درونی او را درک میکند وکاملا میفهمد فردی که  با او حرف میزند در آن لحظه چه احساسی دارد .

در مورد قدرتمند بودن فرد مقابل هم پر واضح است ، خدایی که خالق کل جهان هستی است و زمین وآسمانها و هر آنچه در آنهاست را خلق کرده و به راحتی لحظه به لحظه همه را  اداره میکند و از طرفی خودش میگوید از من بخواهید تا خواسته شما را برآورده کنم و بارها و بارها  به مهربان بودن خودش در قرآن تاکید میکند .

برآورده کردن خواسته یک انسان که در مقابل جهان هستی ذره ایی هم محسوب نمی شود برای چنین خدایی کاری ندارد .

جالب اینجاست که هیچ منتی هم ندارد و درخواست کردن از خدا  اطاعت کردن از دستورات خداست ، چون خداوند به صورت دستوری گفته از من بخواهیدتا خواسته شما را برآورده کنم « ادعونی استجب لکم » کلمه ادعونی کلمه دستوری است و اطاعت کردن از دستورات خدا جزو وظایف ما انسانهاست .

 در مورد مشخصه بعدی که در هر لحظه از شب و روز که بخواهید آن فرد مقابل بتواند به شما کمک کند خدا در آیه 255 سوره بقره که به آیه الکرسی معروف است می فرماید نه خواب سبک خدا را میگیرد نه خواب سنگین  

« اللّه خدايى است كه هيچ خدايى جز او نيست. زنده و پاينده است. نه خواب سبك او را فرا مى‌گيرد و نه خواب سنگين. از آنِ اوست هر چه در آسمانها و زمين است.» 

 و با این توصیفات چنین خدایی را هرلحظه از شبانه روز صدایش بزنی جواب تو را میدهد و این قدرت را دارد که همه خواسته های شما را برآورده کند و شما به آرامش دلخواه خودتان دست پیدا کنید و با خیال راحت زندگی کنید.

پاسخ خداوند به خواسته های انسانها

الان در ذهن خیلی از شما عزیزان این سوال به وجود می آید ، پس چرا به خیلی از خواسته های ما پاسخ داده نمیشود .

این موضوع بسیار مهم و اساسی زندگی آدمهاست که اگر آن را درست درک کنند تحول عظیمی در زندگی بشر ایجاد میشود .

من به صورت خلاصه از چند جنبه به این موضوع می پردازم.

باور داشتن خدا

اولین ومهم ترین موضوع میزان باور انسانها نسبت به خداست :

آدمها باید ببینن به چه اندازه خدا را قبول دارند و به چه اندازه کارگشا بودن خدا را می پذیرند به قول علی (ع) که در نامه 31 نهج البلاغه به امام حسن (ع) می فرماید خدا را هرچقدر باور کنی به همان اندازه به تو پاسخ خواهد داد ، به عبارت دیگر پاسخ خداوند به خواسته های تو به اندازه ایمان و اعتماد تو به خداست و ما هم باید ببینیم به چه اندازه خدا را در زندگی خودمان باور داریم .

قدرت واقعی کیست ؟

 موضوع بعدی که بسیار مهم و اساسی است بحث توحید در زندگی آدمهاست:

این بحث بسیار مهم و قابل تامل هست و میدانم خیلی از شما در مقابل این موضوع مقاومت دارید و در این صورت باید بر روی باورهای توحیدی خودتان کار کنید و اگر مقاومت ندارید من به شما تبریک میگویم و مطمئنم روند زندگی شما لحظه به لحظه رو به پیشرفت و موفقیت خواهد بود.

 موضوع توحید قدرت دادن به خدا وغیر خداست ، ما باید ببینیم به چه اندازه در امورات زندگیمان خدا را قدرت واقعی میدانیم .

اگر بر این باور هستید که ؛

خدا هست ولی شانس هم بی تاثیر نیست .

خدا هست ولی دولت هم بی تاثیر نیست .

خداهست ولی خانواده هم بی تاثیر نیست .

خدا هست ولی سطح تحصیلات هم بی تاثیر نیست .

خدا هست ولی رئیس جمهور هم بی تاثیر نیست .

خدا هست ولی استعداد هم بی تاثیر نیست .

خدا هست ولی کشوری که در آن زندگی میکنیم بی تاثیر نیست .

و صدها باور مخرب که عوامل بیرونی را در زندگی خودمان دخیل میدانیم و به عبارت دیگر قدرت را از دست خدا می گیریم و میدهیم به دست عوامل بیرونی .

که در این صورت خدا می فرماید ؛

هرکسی بندگی من را بکند خودم امورات زندگیش را به دست میگیرم و اگر کسی بندگی من را نکند  او را به همان کسی که بندگیش را میکند واگذار می کنم.

و بارها در قرآن گفته شده است که خداوند شرک را هرگز نمی بخشد .

و نهایتا عوامل بیرونی مثل دولت ، گرانی ، تحصیلات ، شانس ، خانواده ، رئیس جمهور ، استعداد و کشوری که در آن زندگی می کنیم در زندگی ما تاثیر گذار خواهد بود .

 

و اگر خدا را قدرت واقعی بدانیم و از صمیم قلب  باور داشته باشیم که تنها خدا پشتیبان واقعی ماست نا خود آگاه آرامش تمام وجود ما را فرا میگیرد چون  با وجود چنین خدایی دیگر نگرانی و ترس و هر احساس نامناسبی جایی در زندگی ماندارد و با آرامش درونی و راحتی خیال زندگی خواهیم کرد.

در پایان آرزوی خوشبختی و سعادت و آرامش رو برای شما عزیزانم دارم و شما را به خدای مهربان می سپارم.

 سایت آموزشی مسیر نور 

مهندس حبیب خیری

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر با واحد مدیریتی مسیرنور تماس بگیرید.

تماس با واتساپ
Close and go back to page