آرامش درونی| کلاس آرامش
آرامش درونی
شاید برخی از شما عزیزان برای مطالعه متن های سایت مسیر نور فرصت کافی نداشته باشید و بخواهید برای ایجاد آرامش درونی و خلق زندگی دلخواهتان از این آگاهی ها استفاده کنید ، لذا در این صفحه فایلهای صوتی مقاله هایی را که نوشته ام در اختیار شما عزیزانم قرار میدهم تا از آنها استفاده کنید و لذت ببرید.
با آرزوی خوشبختی ، موفقیت و آرامش در همه مراحل زندگی
حبیب خیری
1- پادکست راه خوشبختی ؛
در این فایل صوتی راه ایجاد آرامش درونی و موفقیت را از دیدگاه قرآن بررسی کرده ام و جمله به جمله این متن ریشه قرآنی دارد که در مقاله های مختلف سایت مسیر نور تحت عنوانهای مختلف به صورت کامل توضیح داده ام .
گوش کنید و لذت ببرید.
.........................................
........................................................
مهمترین نکات برای ایجاد آرامش و شادابی
به نام خدای مهربان
سلام
خدا را شکر که این فرصت را در اختیار من قرار داد بار دیگر در خدمت شما عزیزانم باشم.
موضوع بسیار مهمی را می خواهم مطرح کنم و دوست دارم بادقت مطالعه کنید و در زندگی خودتان استفاده کنید.
آیا تفاوتی میان آرامش درونی و شادی وجود دارد ؟
من پیشنهاد می کنم در این مورد فکر کنید و ببینید فرقی میان آرامش درونی و شادابی وجود دارد یا اگر کسی به شادابی برسد به آرامش رسیده است یا نه.
شاید بعضی از شما عزیزان با این نظر موافق باشید که هر چیزی که باعث شادابی ما شود همان باعث ایجاد آرامش درونی هست و برای رسیدن به آرامش باید شاد بود .
در اینجا باید بگویم ما دو نوع شادابی داریم یک نوع شادابی به خاطر احساس آرامشی که در درون ما به وجود آمده .
و یک نوع آرامشی که در بیرون از وجود ما نسبت به شرایط و اتفاقات در محیط اطراف ما رخ داده است .
اگر شادابی ما درونی باشد این شادابی پایدار و همیشگی خواهد بود و اگر شادابی ما به شرایط بیرون ما وابسته باشد این شادابی موقت خواهد بود و تا زمانی که شرایط بیرون مساعد باشد این شادابی برقرار هست تازه همان موضوع بیرونی اگر به هر دلیلی تغییر کند و برخلاف میل ما باشد شاید موجب ناراحتی ما هم بشود.
یعنی اگر به هر دلیلی این شرایط از بین برود احتمالا شادابی ما هم از بین خواهد رفت و همان شرایطی که در آن بودیم به محیطی نا آرام و ناراحت کننده تبدیل خواهد شد .
مثلا یکی از اعضای خانواده به مسافرتی چند ماهه برود یا دوستی صمیمی برای مدتی به مسافرت برود یا به هر دلیلی اقتصاد کشور به هم بریزد یا کالایی مهم گران شود و تورم نامناسب در کشور به وجود بیاید در نتیجه در وجود فرد احساس نگرانی یا ترس یا خشم یا حسادت و هرگونه احساس نامناسب ایجاد می شود و همان فرد که به خاطر شرایط محیط شاداب بود دیگر آدم شادی نیست و این شخص افسرده و ناراحت و غمگین و یا خشمگین خواهد بود .
لذا هر شادابی که در بیرون از وجود ما هست و به شرایط جامعه و یا عوامل بیرونی وابسته باشد این شادابی بی ارزش و بی پایه هست.
حالا سوالی که پیش می آید این است که آیا میتوان شرایطی را به وجود آورد که تحت هر شرایطی هم شادابی درونی پایدار داشته باشیم و هم شادابی بیرونی ؟
و این بسیار نکته مهم و اساسی هست که با درک این موضوع ما میتوانیم در هر شرایطی شاداب و خرسند زندگی کنیم .
برای ایجاد شادابی پایدار ما باید از درون خودمان شروع کنیم و ابتدا باید آرامش را در درون خودمان ایجاد کنیم و این ایجاد آرامش درونی پایه و اساس یک زندگی آرام خواهد بود .
مهم ترین نکته اینجاست ؛
زمانی که ما بر روی افکارخودمان کار میکنیم و ذهن خودمان را به صورت کاملا خود آگاه کنترل میکنیم و آرامش درونی مان را حفظ می کنیم و در مقابل اتفاقات واکنش گرا نیستیم و آرامش خودمان را حفظ می کنیم نهایتا در اثر حفظ آرامش درونی شادابی درونی در وجود ما ایجاد می شود.
در نتیجه جهان هستی یا همان کائنات نیز به تغییر رفتار و نوع نگرش درونی ما پاسخ میدهد و اتفاقات و مسائل زندگی ما به نحوی رقم می خورد که اتفاقات محیط ما نیز با رفتار درونی ما هماهنگ میشوند و روند زندگی ما چهره ایی آرام و شاداب به خودش می گیرد و زندگی ما سرشار از آرامش و شادابی می شود.
اینک چند راهکار مهم و ساده به شما میگویم تا بتونید آرامش درونی خودتان را به صورت دائمی حفظ کنید .
اولین راهکار برای آرامش درونی حرکت به گذشته :
حرکت به گذشته یعنی چه ؟ یعنی اگر موضوعی پیش آمد که ما را ناراحت کرد و احساس درونی ما را به هم ریخت باید ببینیم در گذشه چنین موضوعی در زندگی ما رخ داده بوده یا نه و در صورتی که رخ داده باشد باید بگوییم فلان روز این اتفاق رخ داد وبه فلان دلیل رفع شد و الان هم هیچ تاثیری در زندگی من ندارد پس نگرانی من بی مورد است .
دومین راهکار برای ایجاد آرامش درونی حرکت به آینده :
حرکت به آینده یعنی زمانی که اتفاق به ظاهر نامناسبی رخ داد ، ما خودمان را یک ساعت بعد از آن اتفاق ببینیم یا یک ماه بعد از آن اتفاق ببینیم و یا یک سال بعد و این بستگی دارد چه نوع اتفاقی رخ داده باشد و فکر کنیم و نتیجه بگیریم که آیا این اتفاق بعد از فلان مدت ارزشی خواهد داشت ؟ و این نگرانی یا ترس من تا آن زمان ادامه خواهد داشت ؟ و به این نتیجه خواهیم رسید همه این نگرانی ها بی مورد است و ما فریب نجوای ذهن خودمان را می خوریم .
همین الان هم اگر به اتفاقات گذشته زندگی خودتان نگاه کنید می بینید نگرانی ها و ترسهایی که در گذشته داشتید همه بی مورد و بی ارزش بوده اند ، مثل نمره درسی دوران مدرسه ، شکستن ظرف آشپزخانه ، دیر رسیدن به مدرسه و همه خرابکاری های کودکانه که در آن زمان ترس بزرگی را در دل ما ایجاد کرده بودند.
و الان می بینیم همه آن اتفاقات به ظاهر وحشت ناک ارزش ترسیدن و نگرانی نداشته و تنها با مطالعه درس و یا دقت در انجام کارهای خانه و یا زود بیدار شدن قابل حل بوده اند ، از طرفی اگر هم اتفاق به ظاهر نامناسب رخ داده باشد ، درسی بوده برای درست حرکت کردن در مسیر زندگی .
سومین راهکار برای ایجاد آرامش درونی دیدگاه متفاوت نسبت به اتفاقات زندگی :( الخیر فی ما وقع )
کسی که برروی افکار خودش کار میکند این نکته بسیار مهم را میداند که همه اتفاقات زندگی او به نفعش خواهد بود چه اتفاقات خوب و مناسب ، چه اتفاقات به ظاهر بد و نامناسب .
حتما شنیده ایید « الخیر فی ماوقع » یعنی هر اتفاقی در زندگی من رخ دهد یه نفع من هست و هیچ جای نگرانی نیست و آن فرد در پی همان اتفاق منتظر نتایج مطلوب آن اتفاق به ظاهر نامناسب هست ، به این قانون میگویند « قانون صبر » و یا « اصل انتظار » به همین خاطر خداوند در قرآن می فرماید « خداوند با صبر کنندگان هست » و در نتیجه ، انتظار اتفاق خوب را کشیدن باعث میشود اتفاقات به ظاهر نامناسب در زندگی به اتفاقات مناسب و عالی تبدیل شوند هرچند خود شخص بابت این اتفاق تعجبی نمیکند و میداند این قانون بدون تغییر خداوند است ولی اطرافیانش تعجب می کنند و میگویند « فلانی چقدر خوش شانس هست فلان بلا سرش اومد ولی الان برو زندگیشو ببین انگار نه انگار همون آدمه » و مطمئنا شما هم از این نوع افراد سراغ دارید .

چهارمین راهکار برای ایجاد آرامش درونی سخن گفتن با منبع انرژی جهان هستی یا همان خداست :
به نظر من بهترین و مطمئن ترین راه برای ایجاد آرامش درونی سخن گفتن با خدای مهربان هست.
از چند بعد این موضوع را باهم بررسی می کنیم .
فرض کنیدیک نفر به هر دلیلی مشکلی برایش پیش آمده و حالش گرفته و آرامش درونی خودش را از دست داده است و دنبال کسی هست که حرف دلش را به او بگوید .
به نظر شما آن یک نفر چه مشخصاتی را باید داشته باشد.
اولین مشخصه کسی که شما می توانید حرف دلتان را به او بگویید این است که شما با آن فرد راحت باشید و راحت حرف دلتان را به او بگویید .
دومین مشخصه آن فرد این است که امین اسرار شما باشد و هر حرفی به او بزنید راز شما را با تمام وجودش حفظ کند و محرم اسرار شما باشد.
سومین مشخصه آن فرد این است که باید با تمام وجودش حرفهای شما را گوش کند و کلمه به کلمه به حرفهای شما اهمیت بدهد.
چهارمین مشخصه بعدی آن فرد این است که آن فرد علاوه براین که باید با تمام وجودش به حرفهای شما گوش کند باید احساس واقعی درونی شما را هم درک کند.
پنجمین مشخصه آن فرد این است که او باید این توان را داشته باشد که به شما کمک کند و گره از کار شما باز کند.
تازه اگر کمکی هم کرد بدون منت باشد.
وآیا آن فرد همیشه و در هر حال میتواند به شما کمک کند؟ و هر لحظه از شبانه روز که بخواهید به کمک شما بیاید ؟
و آیا شما مطمئن هستید که او قدرت این را دارد که هر کاری بخواهید برای شما انجام دهد ؟
نهایتا آیا واقعا کسی هست که ما مطمئن باشیم این مشخصات را داشته باشد؟
و من به این سوالات با استفاده از کلام خود خدا پاسخ میدهم .
در مورد سوال اول باید بگویم خدا در قرآن می فرماید در هر حالت که هستی با من حرف بزن چه خوابیده چه نشسته و چه ایستاده .
و نیازی به هیچ گونه مقدمه چینی ندارد ، هرچند برای ایجاد خشوع و احترام به خدا و احساس درونی خوب برای حرف زدن با خدای مهربان هر کاری انجام بدهیم جا دارد ( مثل وضو گرفتن ، دوش گرفتن ، پوشیدن لباسهای خوشگل ، عطر و ادکلن زدن ، آرایش کردن ، شانه کردن موهای سر و ...
و هرکاری که در شما این احساس را ایجاد کند که شما با بهترین دوست خودتان قرار ملاقات دارید.
هر چند این خیلی خوب است ولی اینها ملاک ارتباط قلبی انسان با خدا نیست ملاک فقط و فقط احساس درونی شما در لحضه صحبت کردن با خداست .
در مورد مشخصه دوم باید بگویم ناگفته پیداست که خدای مهربان هرگز راز کسی را که خدا را دوست خودش میداند فاش نمیکند و یکی از القاب خدا ستار العیوب بودن خدا ست چه برسد به این که راز دل کسی را بخواهد فاش کند.
در مورد مشخصه سوم هم باید بگویم که خدا در قرآن می فرماید «الله علیم بذات الصدور »یعنی خدا از راز درون سینه ها آگاه است .
در مورد مشخصه بعدی درک واقعی طرف مقابل نسبت به احساسات شماست ، جواب این است که چون خداوند خالق انسان هست و همه احساسات و عواطف انسان را خودش در نهاد انسان گذاشته پس کاملا احساسات درونی او را درک میکند وکاملا میفهمد فردی که با او حرف میزند در آن لحظه چه احساسی دارد .
در مورد قدرتمند بودن فرد مقابل هم پر واضح است ، خدایی که خالق کل جهان هستی است و زمین وآسمانها و هر آنچه در آنهاست را خلق کرده و به راحتی لحظه به لحظه همه را اداره میکند و از طرفی خودش میگوید از من بخواهید تا خواسته شما را برآورده کنم و بارها و بارها به مهربان بودن خودش در قرآن تاکید میکند .
برآورده کردن خواسته یک انسان که در مقابل جهان هستی ذره ایی هم محسوب نمی شود برای چنین خدایی کاری ندارد .
جالب اینجاست که هیچ منتی هم ندارد و درخواست کردن از خدا اطاعت کردن از دستورات خداست ، چون خداوند به صورت دستوری گفته از من بخواهیدتا خواسته شما را برآورده کنم « ادعونی استجب لکم » کلمه ادعونی کلمه دستوری است و اطاعت کردن از دستورات خدا جزو وظایف ما انسانهاست .
در مورد مشخصه بعدی که در هر لحظه از شب و روز که بخواهید آن فرد مقابل بتواند به شما کمک کند خدا در آیه 255 سوره بقره که به آیه الکرسی معروف است می فرماید نه خواب سبک خدا را میگیرد نه خواب سنگین
« اللّه خدايى است كه هيچ خدايى جز او نيست. زنده و پاينده است. نه خواب سبك او را فرا مىگيرد و نه خواب سنگين. از آنِ اوست هر چه در آسمانها و زمين است.»
و با این توصیفات چنین خدایی را هرلحظه از شبانه روز صدایش بزنی جواب تو را میدهد و این قدرت را دارد که همه خواسته های شما را برآورده کند و شما به آرامش دلخواه خودتان دست پیدا کنید و با خیال راحت زندگی کنید.
پاسخ خداوند به خواسته های انسانها
الان در ذهن خیلی از شما عزیزان این سوال به وجود می آید ، پس چرا به خیلی از خواسته های ما پاسخ داده نمیشود .
این موضوع بسیار مهم و اساسی زندگی آدمهاست که اگر آن را درست درک کنند تحول عظیمی در زندگی بشر ایجاد میشود .
من به صورت خلاصه از چند جنبه به این موضوع می پردازم.
باور داشتن خدا
اولین ومهم ترین موضوع میزان باور انسانها نسبت به خداست :
آدمها باید ببینن به چه اندازه خدا را قبول دارند و به چه اندازه کارگشا بودن خدا را می پذیرند به قول علی (ع) که در نامه 31 نهج البلاغه به امام حسن (ع) می فرماید خدا را هرچقدر باور کنی به همان اندازه به تو پاسخ خواهد داد ، به عبارت دیگر پاسخ خداوند به خواسته های تو به اندازه ایمان و اعتماد تو به خداست و ما هم باید ببینیم به چه اندازه خدا را در زندگی خودمان باور داریم .
قدرت واقعی کیست ؟
موضوع بعدی که بسیار مهم و اساسی است بحث توحید در زندگی آدمهاست:
این بحث بسیار مهم و قابل تامل هست و میدانم خیلی از شما در مقابل این موضوع مقاومت دارید و در این صورت باید بر روی باورهای توحیدی خودتان کار کنید و اگر مقاومت ندارید من به شما تبریک میگویم و مطمئنم روند زندگی شما لحظه به لحظه رو به پیشرفت و موفقیت خواهد بود.
موضوع توحید قدرت دادن به خدا وغیر خداست ، ما باید ببینیم به چه اندازه در امورات زندگیمان خدا را قدرت واقعی میدانیم .
اگر بر این باور هستید که ؛
خدا هست ولی شانس هم بی تاثیر نیست .
خدا هست ولی دولت هم بی تاثیر نیست .
خداهست ولی خانواده هم بی تاثیر نیست .
خدا هست ولی سطح تحصیلات هم بی تاثیر نیست .
خدا هست ولی رئیس جمهور هم بی تاثیر نیست .
خدا هست ولی استعداد هم بی تاثیر نیست .
خدا هست ولی کشوری که در آن زندگی میکنیم بی تاثیر نیست .
و صدها باور مخرب که عوامل بیرونی را در زندگی خودمان دخیل میدانیم و به عبارت دیگر قدرت را از دست خدا می گیریم و میدهیم به دست عوامل بیرونی .
که در این صورت خدا می فرماید ؛
هرکسی بندگی من را بکند خودم امورات زندگیش را به دست میگیرم و اگر کسی بندگی من را نکند او را به همان کسی که بندگیش را میکند واگذار می کنم.
و بارها در قرآن گفته شده است که خداوند شرک را هرگز نمی بخشد .
و نهایتا عوامل بیرونی مثل دولت ، گرانی ، تحصیلات ، شانس ، خانواده ، رئیس جمهور ، استعداد و کشوری که در آن زندگی می کنیم در زندگی ما تاثیر گذار خواهد بود .
و اگر خدا را قدرت واقعی بدانیم و از صمیم قلب باور داشته باشیم که تنها خدا پشتیبان واقعی ماست نا خود آگاه آرامش تمام وجود ما را فرا میگیرد چون با وجود چنین خدایی دیگر نگرانی و ترس و هر احساس نامناسبی جایی در زندگی ماندارد و با آرامش درونی و راحتی خیال زندگی خواهیم کرد.
در پایان آرزوی خوشبختی و سعادت و آرامش رو برای شما عزیزانم دارم و شما را به خدای مهربان می سپارم.
سایت آموزشی مسیر نور
مهندس حبیب خیری
بهترین تکنیک برای آرامش
خدای درون چیست و نقش آن در زندگی انسان
به نام خدای مهربان
سلام
در این قسمت از سایت مسیر نور موضوعی که می خواهم با شما در میان بگذارم درک نیروی درون و استفاده از آن برای ایجاد خوشبختی و رسیدن زندگی واقعی هست ، می خواهیم بدانیم چطور می توانیم با ایجاد آرامش درونی از زندگی کردن لذت ببریم .
در حقیقت زندگی واقعی یعنی لذت بردن از لحظه لحظه زندگی ، یعنی زمانی که صبح از خواب بیدار می شوی زندگی برایت لذت بخش باشد تا زمانی که شب سر به بالش می گذاری و از ثانیه ثانیه زندگی ات لذت ببری و با شادابی ، آرامش و سرور زندگی کنی .
اینک راهکار چیست و آیا این نوع زندگی کردن امکان پذیر هست یا نه ؟ و مطمئمنا این امکان پذیر هست و چیز دور از دسترسی نیست و با تمرکز براین موضوع مهم به راحتی می توانیم به این شیوه از زندگی دست پیدا کنیم و از لحظه لحظه زندگیمان لذت ببریم.
در همه مسائل برای اینکه بتوانیم راه حل هر موضوعی را بیابیم ابتدا باید به ریشه آن موضوع بپردازیم و از قانون پرسش استفاده کنیم و از خودمان سوال کنیم ؛
دلیل ایجاد نا آرامی در درون انسان چیست؟
و آن را بررسی کنیم ، در نتیجه به راحتی می توانیم راه حل آن را بیابیم .
در این مورد نیز اگر بخواهیم بررسی کنیم و ببینیم چگونه می توانیم از لحظات زندگیمان لذت ببریم باید موانع آن را پیدا کنیم .
با اندکی تفکر به این نتیجه می رسیم که عموما دلیل اصلی لذت نبردن از زندگی عدم حضور در حال ، ترس از آینده و یا غم از گذشته هست .
این بدان معناست که مهم ترین عامل ایجاد آرامش درونی ، حضور در حال و رهایی از گذشته و آینده هست .
زندگی واقعی
( ناظر برذهن خود باشید و موفقیت و خوشبختی خود را تضمین کنید )
برای درک حضور در حال و لذت زندگی باید ابتدا به روش کارکرد مغز اشاره کنم.
با توجه به اینکه تمام اعضای بدن انسان جدای از روح اوست و جسم انسان قالبی هست که روح در آن قرار می گیرد و امکان زندگی مادی را برای انسان فراهم میکند ، پس همانطور که دست ، پا ، صورت ، قلب ، کلیه و تک تک اعضای بدن انسان جزو جسم انسان هستند و جسم انسان ابزاری است برای زندگی کردن ، پس مغز انسان نیز جزو همین جسم است و ابزاری هست برای زندگی کردن انسان و اینکه هر حرفی که در داخل مغز انسان گفته میشود ، که من آن را نجوای ذهنی می نامم و این نجوای ذهنی در اثر دیده ها و شنیده ها به وجود می آید و اطلاعات موجود در مغز توسط ابزاری مثل چشم و گوش به آن رسیده است یعنی موضوعاتی که توسط چشم دیده شده و یا توسط گوش شنیده شده است به سمت ابزاری مثل مغز رسیده و مغز انسان آن را تجزیه و تحلیل میکند و در اغلب موارد با توجه به باور های درونی شروع به نجوا کردن میکند .
هرچند اگر به صورت خود آگاه از مسائل نامناسب اعراض کنیم و تمرکز خودمان را بر روی مسائل مناسب بگذاریم ، در این صورت ذهن انسان خود به خود رام شده و ناخود آگاه بر روی مسائل مناسب متمرکز می شود و در این حالت از نجوا خبری نیست و طبق فرکانسی که از ذهن انسان به جهان ارسال می شود ، زندگی انسان آرامش بخش خواهد شد .
حال با توجه به مطالبی که گفتم زمانی که در اثر توجه به مسائل نامناسب ذهن انسان شروع می کند به نجوا کردن و در اثر این نجواهای ذهنی احساس انسان بد می شود و این احساس نامناسب در جسم انسان خودش را بروز می دهد مانند ؛ اخم ، خشم ، نگرانی و ترس که عمدتا در چهره انسانها خودش را نشان می دهد و اگر این احساس بد در مدت زمان طولانی ادامه دار باشد به صورت بیماری در جسم انسان ظاهر می شود و یا فرد دچار افسردگی می شود.
پس تا اینجا فهمیدیم که منشا همه بیماری ها ، نگرانی ها ، ترسها و احساس نامناسب در اثر ورودی های ذهن و نجواهای درونی ذهن انسان هست که در جسم انسان خودش را نشان میدهد.
مهمترین نکته اینجاست که انسان به عنوان مالک جسم خود باید ناظر برذهن خودش باشد و نجواهای ذهنی خودش را تشخیص دهد و آنها را تحت کنترل خودش در بیاورد نه اینکه به ذهنش اجازه دهد تا ذهن ، زندگی او را تحت کنترل خودش در بیاورد .
و این یعنی یکی دانستن خود(روح متعالی) با ذهن (ابزار)که متاسفانه اکثر مردم جهان به این شیوه عمل می کنند و تابع نجواهای ذهنی خودشان هستند و یکی دانستن خود با ذهن بزرگترین مانع برای درک حقیقت زندگی هست و در نتیجه زندگی عموم مردم آنطور که باید ، لذت بخش نیست.
رهایی و آزادی واقعی
( مهم ترین قدم برای رسیدن به خوشبختی و حرکت به سمت موفقیت نظارت بر ذهن و کنترل آن است )
سوال اینجاست که چگونه می توان ناظر بر ذهن خود بود ؟
نظارت برذهن را اینگونه توضیح می دهم که شما می توانید به عنوان یک ناظر از کنار ایستاده و گفتگو های درونی ذهن خود را گوش فرا دهید و ببینید در آن لحظه چه صحبت هایی از ذهن شما می گذرد و نکته اینجاست که هرگز آن صحبت ها را قضاوت نکنید ، فقط آنها را بشنویدو از آن اطلاع داشته باشید و این را بدانید که همه این صحبت ها هیچ نقشی در زندگی شما ندارند و آنها فقط هستند و این یعنی رهایی واقعی از زمان و مکان و همه اتفاقات موجود در بیرون از جسم و درون ذهن خودتان و این تنها راه رهایی و ایجاد آزادی واقعی هست .
برای تشخیص این که آیا واقعا صحبتهای درونی یا نجواهای ذهنی را قضاوت می کنید یا نه ، به احساسات درونی خود بنگرید و ببینید در آن لحظه چه احساسی در وجود شما در جریان است ، اگر احساس ترس ، نگرانی ، خشم ، حسادت ویا هرگونه احساس نامناسبی در وجود شما جریان دارد پس هنوز آن صحبت ها را قضاوت می کنید و نسبت به آن واکنش گرا هستید و این یعنی ذهن شما ( ابزار ) ناظر بر زندگی شماست و شما هنوز برآن تسلطی ندارید و لی اگر احساس شما خنثی هست و هیچ گونه عکس العملی نسبت به آن گفتگو های ذهنی ندارید به شما تبریک می گویم و این یعنی شما ناظر برذهن خود ( ابزار ) هستید .
و در صورت ادامه این روند آرامش درونی را حس خواهید کرد واین آرامش را با تمرین ، بیشتر حس خواهید کرد و آرامش درونی شما عمیق تر و عمیق تر می شود و انتهایی ندارد و احساس لطیفی از شادی و نشاط از اعماق وجود شما برمی خیزد و این یعنی شما در حال زندگی می کنید و از زندگی خودتان لذت می برید .
کنترل ذهن
( زندگی در حال یعنی احساس خوشبختی در هر لحظه از زندگی و افزایش سرعت رسیدن به موفقیت )
زمانی که شما ناظر بر نجواهای ذهن خود هستید ولی تسلطی برآن ندارید و احساس میکنید نمی توانید آنها را قضاوت نکنید و نجواهای ذهنی احساس درونی شما را به هم می ریزند ، در این حالت به راحتی و با یک تمرین ساده می توانید برآن مسلط شوید و آن را تحت کنترل خودتان در بیاورید و آن تمرین را به این صورت انجام می دهید که در حال زندگی می کنید و در حال حاضر خود حضور پیدا می کنید ( این یک نوع مراقبه هست )
مراقبه
( مراقبه کنید و از حرکت کردن به سمت خوشبختی و موفقیت لذت ببرید )
تمرین حضور در حال :
برای این کار هر کاری را که انجام می دهید به آن توجه کنید هر بار که قدم بر میدارید لحظه به لحظه به گامهای خود توجه کنید و به طور کامل در حال باشید .
هنگامی که دستان خود را می شویید به صدای آب گوش فرا دهید و خنکی آب را که با پوست شما بر خورد می کند احساس کنید ، عطر صابون را استشمام کنید و جریان آب را که از دستان شما رو به پایین حرکت می کند نگاه کنید .
زمان سوار شدن به اتومبیل به نشستن خود توجه کنید ، به صدای بسته شدن درب اتومبیل ، به رنگ داخل اتومبیل ، به رنگ لباسهایی که پوشیده اید .
به جریان تنفس خود تمرکز کنید و اینکه با هر نفسی که می کشید و ورود اکسیژن به جسم شما چه اتفاق خوش آیندی رخ می دهد و با این کار حیات در وجود شما جریان دارد و در هر حال که هستید نکاتی را بیابید که دیدن یا شنیدن آن برای شما لذت بخش است .
حتی می توانید موسیقی آرام گوش کنید و از آن لذت ببرید و این کار یعنی شما نجوا های درونی خودتان را جدی نمی گیرید و در حال زندگی می کنید.
پس دقت کنید که یکی از بهترین روشها برای ایجاد آرامش درونی و زندگی آرام زندگی در حال است و هرچه بیشتر در حال زندگی کنید بیشتر از درد و رنج دور خواهید بود و آرامش بیشتری را درک خواهید کرد ، یعنی عمیقا درک کنید که در حال زندگی کردن تنها راه زندگی شماست و کانون توجه خود را برای زندگی کردن در حال بگذارید.
برای زندگی کردن در حال باید از آینده و گذشته رها باشید چون منشا همه ترسها و نگرانی ها وابسته به آینده ایی هست که هنوز نرسیده است و ترس و نگرانی نسبت به چیزی که هنوز نرسیده است کاذب است و تنها می تواند نجوای ذهن باشد که مربوط به آینده هست.
در مورد گذشته هم همینطور است زمانی که ذهن به گذشته فکر می کند ودر گذشته زندگی میکند به خاطر چیزهایی که از دست داده و یا موقعیت ها و یا افرادی که از دست داده است یا به آن نرسیده است شروع به نجوا کردن می کند و در درون انسان ایجاد غم و غصه و افسردگی می کند و باز هم این احساسات نامناسب کاذب هستند و تنها در اثر نجواهای درونی ذهن ایجاد می شوند که مربوط به گذشته هست .
به همین دلیل مهم ترین کار برای ایجاد زندگی آرام زندگی کردن در حال است و جالب اینجاست که خدا در آیه 62 سوره یونس می فرماید
«أَلَا إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ : آگاه باشید قطعا دوستان خدا ، نه ترسی دارند و نه غمگین میشوند!»
در اینجا خداوند کاملا روشن و واضح می فرماید نه بترسید و نه غمگین شوید ، همانطور که گفتم ترس در اثر نگرانی از آینده به وجود می آید و غم و اندوه در اثر غصه خوردن به خاطر اتفاقاتی که در گذشته رخ داده به وجود می آید و برای اینکه نه ترس آینده را داشته باشیم و نه غصه گذشته را داشته باشیم بهترین راه زندگی کردن در زمان حال است و لذت بردن از داشته هایمان و سپاسگزار بودن به خاطر آنهاست و این نوع زندگی کردن یعنی زندگی واقعی .
من سعی می کنم در آینده این موضوع را بیشتر توضیح بدهم .
در پایان آرزوی آرامش ، خوشبختی ، ثروت و سربلندی دنیا و آخرت را برای شما عزیزانم دارم .
سایت آموزشی مسیر نور
حبیب خیری
هفت نکته مهم برای آرامش و خدای درون
به نام خدای مهربان
سلام
خدای درون یکی از مهم ترین و جذاب ترین مبحث های سایت مسیر نور هست و نقش مهمی در خوشبختی و موفقیت انسان دارد و من امیدوارم خدای مهربان کمکم کند تا بتوانم مطالب پرمحتوا و مفید خدمت شماعزیزانم ارائه کنم.
1 - رنگ خدا
2 - رنگ خدا در قرآن
3 - نشانه های حضور خدا در قلب انسان
4 - قضاوت ممنوع
5 - واکنش گرا نباشید
6 - باز هم واکنش گرا نباشید
7 - تمرکز برنکات مثبت اساس زندگی انسان
رنگ خدا
( دریافت الهامات الهی قدرتمند ترین ابزار برای رسیدن به موفقیت و ایجاد خوشبختی .)
در مود خدای درون اینطور بگویم :
همانطور که از اسمش پیداست نیرویی هست که انسان در درون خودش احساس می کند و اگر کسی این نیرو را باور داشته باشد همان نیرو در درون همان شخص پررنگ تر و واضح تر خواهد شد و در مسیر زندگی ، او را هدایت خواهد کرد ، به عبارت دیگر کارهایی را که فرد باید انجام دهد را به او الهام میکند و بهترین راه برای دریافت الهامات از این نیرو همسو شدن و همرنگ شدن با اوست و ما زمانی میتوانیم ادعا کنیم با این نیرو همرنگ و همسو شده ایم که هدایت های او را بپذیریم و به آنها عمل کنیم و در صورت پذیرفتن این هدایتها و عمل کردن به این الهامات ، الهامات بیشتری را دریافت خواهیم کرد و این یعنی ارتباط با خدای درون .
رنگ خدا در قرآن
( هم رنگ بودن با خدا تضمین خوشبختی و موفقیت انسان .)
پدیرفتن هدایت الهی در قرآن گفته شده و از آن به عنوان تسلیم بودن در مقابل خدا یاد شده و تسلیم بودن در مقابل خدا را به عنوان همرنگ بودن باخدا معرفی کرده است برای درک این موضوع آیات 127 الی 138 سوره بقره را مطالعه کنید که در این آیات مفصلا در مورد تسلیم بودن حضرت ابراهیم و اولاد او سخن گفته و نهایتا این نتیجه را گرفته است که ؛
« این رنگ خداست و چه رنگی بهتر از رنگ خدا و ما تنها بندگی او را می کنیم » (138 بقره)
نشانه های حضور خدا در قلب انسان
(نشانه های هماهنگی با خدای درون و درک خوشبختی و رسیدن به موفقیت )
از طرفی باتوجه به اینکه خداوند از روح خودش در جسم انسان دمیده و هرچقدر روح انسان به خدا نزدیک تر باشد آرام تر و سرزنده تر است و هر کسی که خدا را در قلب خود احساس کند قطعا او از آرامشی که در وجودش هست لذت خواهد برد به همین دلیل برای ایجاد آرامش درونی باید مسیری را انتخاب کنیم که خداوند در قلب ما حضور پیدا کند و در راستای حضور خداوند در قلب ما روح خودمان را با خدای درونمان همسو و هماهنگ کنیم و یکی از نشانه های هماهنگی با خدای درونمان وجود آرامش در جسم و جان ماست و هر احساسی که نشان از عشق ، شادی ، شعف و خوشحالی از درون ما بروز کند یعنی ما با خدای درونمان هماهنگ هستیم و اگر به هر دلیلی در وجود انسان خشم ، ناراحتی ، غم ، غصه ، ترس ، حسادت و هرگونه احساس نامناسب ایجاد شود یعنی روح آن فرد از خدا فاصله گرفته و آرامش خود را از دست داده است و با خدای درونش هماهنگ نیست .
اگر دقت کرده باشید بعضی مواقع بدون دلیل احساس شعف دارید و این شادی و شعف به خاطر اتفاقاتی که چند دقیقه یا چند ساعت قبل رخ داده به وجود می آید که آن اتفاق در راستای هماهنگی با خلقت جهان هستی بوده ، مثل رشد و موفقیت در مسیر خواسته ها ، یا کمک کردن به پدر و مادر یا خانواده و یا کمک کردن به هم نوع و یا دیدن یک صحنه زیبایی از خلقت جهان هستی و لذت بردن از آن و یا سپاسگزاری به خاطر داشته ها و هر اتفاقی که رضایت خالق هستی در آن وجود دارد و یا اینکه تحت هر شرایطی جنبه مثبت هر چیز را می بینید و کانون توجه خود را فقط بر جنبه مثبت مسائل می گذارید و احساس درونی خودتان را شاداب و آرام نگه می دارید ، در آن زمان شما با خدای درون خودتان هماهنگ هستید و از آرامش و شادابی خودتان لذت می برید.
بعضی مواقع قضیه برعکس است و ناخود آگاه احساس نامناسب دارید و دلتنگی بی جا و بی مورد در وجود شما ایجاد می شود باز هم اگر کمی فکر کنید اکثر مواقع اگر به چند دقیقه قبل یا چند ساعت قبل برگردید می بینید که اتفاقی رخ داده که شما به خاطر آن اتفاق احساس نامناسب دارید .
حالا چه کاری باید کرد تا از هر گونه احساس نامناسب به دور باشیم .
من به چند مورد اشاره میکنم .
قضاوت ممنوع
( برای رسیدن به موفقیت و خوشبختی فقط بر روی افکار خودتان کار کنید و تمرکز خود را از روی دیگران بردارید . )
اولین و مهم ترین موضوع قضاوت نکردن دیگران و اتفاقات اطرافمان است ، زمانی که موضوعی را در محیط خود می بینید نباید آن را قضاوت کنید ، زمانی که هر چیزی یا هر کسی را قضاوت می کنید و در این قضاوت کردن با آن موافق نیستید ، یعنی این را می گویید که آن موضوع با درون من هم سو نیست و من با آن مخالفم و این زمان مقاومت درونی شما برانگیخته می شود ، در نتیجه احساس نامناسب در وجود شما ایجاد می شود و از آنجایی که توان اصلاح موضوعات خارج از وجود خودتان را ندارید این احساس نامناسب ادامه دار خواهد بود .
حتی اگر زمان زیادی هم از این موضوع گذشته باشد باز هم اگر زمانی آن موضوع نادلخواه را به خاطر بیاورید احساس شما نامناسب خواهد شد و در این مورد تنها راه ایجاد آرامش درونی قضاوت نکردن دیگران و یا اتفاقات به ظاهر نادلخواه است و دلیل منطقی این کار این است که تا زمانی که به موضوعی توجه نکنید و بر روی آن تمرکز نکنید و به آن واکنش نشان ندهید آن موضوع هیچ نقشی نمی تواند در زندگی شما داشته باشد .
به قول قرآن از موضوعات نادلخواه اعراض کنید و نسبت به مسائل نامناسب احساس بد در وجود خودتان ایجاد نکنید.
حتی در مورد بزگترین اختلافات بشری که در طول تاریخ انسانها با هم اختلاف نظر داشته اند موضوع دین و مذهب انسانهاست که خدا در قرآن می فرماید شما حق قضاوت ندارید که کدام دین حق است و کدام دین ناحق ، و من در روز قیامت بین شما قضاوت خواهم کرد و می فرماید تنها برای انجام اعمال شایسته بر همدیگر سبقت بگیرید و با این کار انسان را از قضاوت کردن نفی می کند که برای درک این موضوع پیشنهاد می کنم آیه 62 بقره و 148 بقره را مطالعه کنید .
واکنش گرا نباشید
( نتیجه کنترل ذهن واکنش گرا نبودن و احساس آرامش و خوشبختی است . )
موضوع بعدی واکنش گرا نبودن در مقابل اتفاقات به ظاهر نامناسبی هست که به صورت دوره ایی در زندگی برخی افراد تکرار می شود . بعضی از آدمها هستند که اتفاقات نامناسب در زندگی آنها به صورت دوره ایی و هرچند وقت یک بار تکرار می شود و این تکرار شدن در اثر توجه آن شخص به آن موضوع نادلخواه است .
یعنی وقتی آن اتفاق نادلخواه در زندگی آن فرد رخ می دهد و او در اثر آن اتفاق نامناسب یا خشمگین می شود یا ترس در وجودش ایجاد می شود و یا غصه می خورد و جای بد ماجرا اینجاست که این اتفاق نامناسب را پیش هر کسی تعریف می کند ... و از بد روزگار شکوه و گلایه می کند و باز هم لحظه تعریف کردن احساسات درونی نامناسب را ، هم در وجود خودش ایجاد می کند و هم در وجود شخص مقابل و چون قانون جهان هستی این است که هر احساسی داشته باشد و هر فرکانسی به جهان ارسال کند جهان هستی ، اتفاقات را هم جنس با آن احساس و آن فرکانس در مسیر زندگی او قرار خواهد داد ، لذا آن اتفاق نامناسب در زندگی آن فرد تکرار خواهد شد و این اتفاق تا زمانی ادامه خواهد داشت که برای فرد عادی شود و بعد از مدتی اتفاق بد تر در زندگیش رخ خواهد داد و این داستان هر روز بد تر و بد تر خواهد شد.
و در این مورد هماهنگی با خدای درون یعنی همان ابتدا که اتفاق به ظاهر نامناسب در زندگی فرد رخ می دهد این باور را در وجود خودش ایجاد کند که اگر یک اتفاق به ظاهر نامناسب رخ داد بگوید ( الخیر فی ماوقع ) یعنی هر اتفاقی در زندگیم بیافتد به نفع من است هر چند به ظاهر نامناسب باشد و از قانون صبر یا انتظار استفاده کند و منتظر اتفاقات خوب در پی آن اتفاق به ظاهر نامناسب باشد و قطعا اتفاقات دلخواه رخ خواهد داد و این قانون جهان هستی است و این یعنی هماهنگی با خدای درون .
باز هم واکنش گرا نباشید
( خوشبختی و موفقیت را اتفاق طبیعی زندگی خود بدانید و هیجان زده نشوید . )
موضوع بعدی واکنش گرا نبودن در مقابل اتفاقات خوب و شادی بخش زندگی است ( الان می گویید یعنی چه در مقابل اتفاقات خوب واکنش گرا نباشیم؟)
دوست دارم خیلی دقت کنید و به این موضوع که می گویم خوب توجه کنید .
زمانی که یک اتفاق خوب در زندگی شما رخ می دهد مثلا ثروتی وارد زندگی شما می شود و شما در اثر این ثروت از درون شادی بیش از حد می کنید و به عبارتی واکنش مفرط نشان می دهید با این کار به جهان هستی می گویید که من به خواسته واقعی ام رسیده ام و جهان هستی در پاسخ ، مسیر زندگیت را در جهتی قرار می دهد که آن ثروت در زندگی شما آنقدر تکرار می شود که برای شما عادی خواهد شد و دیگر در اثر تکرار آن ثروت احساس خاصی در وجود شما ایجاد نمی شود و دیگر واکنشی از خودتان نشان نمی دهید و زمانی که آن ثروت برا ی شما عادی شد و در صورت درخواست شما ثروت بیشتری وارد زندگی شما خواهد شد.
ودر این مورد هماهنگی با خدای درون این است که رشد و پیشرفت را در زندگی امری طبیعی بدانیم و واکنش گرا نباشیم حتی شادی درونی مفرط .
تمرکز بر نکات مثبت اساس زندگی انسان
( به هرموضوعی که تمرکز کنید همان جنس اتفاق وارد زندگی شما خواهد شد . )
با توجه به این که سیر حرکت جهان هستی به سمت سعادت و خوشبختی است .
یعنی چون منبع انرژی جهان هستی خداست و کل هستی از این منبع انرژی نیرو می گیرند و خاصیت این منبع انرژی چیزی جز خیر و برکت نیست پس اساس جهان هستی بر پایه خوشبختی و سعادت هست و اگر کسی دچار ناهنجاری می شود خودش خالق آن ناهنجاری است و چون وجود انسان جزئی از این جهان هستی است و از طرفی خداوند از روح خودش در جسم انسان دمیده پس خوشبختی در جسم و جان انسان جریان دارد فقط کافیست در مقابل این جریان خوشبختی مقاومت نکنیم و رها باشیم و به عبارت دیگر تسلیم این جریان خوشبختی باشیم و مانند کودکی باشیم که خداوند او را به هر سو هدایت می کند و بپذیریم که هر اتفاقی رخ میدهد در جهت پبشرفت ، موفقیت و خوشبختی ماست و تنها بر روی داشته هایمان تمرکز کنیم و از داشتن آنها لذت ببریم ، در این صورت آرامش ، رهایی و افزایش ظرفیت درونی را درک خواهیم کرد و همه اتفاقات به نفع ما رخ خواهد داد .
در پایان آرزوی خوشبختی و سعادت دنیا و آخرت را برای شما از خدای مهربان می خواهم و شما را به خدای مهربان می سپارم .
سایت آموزشی مسیر نور
حبیب خیری

چهار نکته مهم برای آرامش در زندگی
به نام خدای مهربان
سلام
خدا را شکر که این فرصت را در اختیار من قرار داد تا یک بار دیگر در خدمت شما عزیزانم باشم.
موضوع بسیار مهمی را می خواهم مطرح کنم و دوست دارم بادقت مطالعه کنید و در زندگی خودتان استفاده کنید.
آیا تفاوتی میان آرامش درونی و شادی وجود دارد ؟
به نظر من کمی در این مورد فکر کنید و ببینید فرقی میان آرامش درونی و شادابی وجود دارد یا اگر کسی به شادابی برسد به آرامش رسیده است یا نه.
شاید بعضی از شما عزیزان با این نظر موافق باشید که هر چیزی که باعث شادابی ما شود همان باعث ایجاد آرامش درونی هست و برای رسیدن به آرامش باید شاد بود .
آرامش و شادی
در اینجا باید بگویم ما دو نوع شادابی داریم یک نوع شادابی به خاطر احساس آرامشی که در درون ما به وجود آمده است .
و یک نوع شادابی که در بیرون از وجود ما نسبت به شرایط و اتفاقات در محیط اطراف ما رخ می دهد .
اگر شادابی ما درونی باشد این شادابی پایدار و همیشگی خواهد بود و اگر شادابی ما به شرایط بیرون وابسته باشد این شادابی موقت خواهد بود و تا زمانی که شرایط بیرون مساعد باشد این شادابی برقرار هست ، تازه همان موضوع بیرونی اگر به هر دلیلی تغییر کند و برخلاف میل ما باشد شاید موجب ناراحتی ما هم بشود .
یعنی اگر به هر دلیلی این شرایط از بین برود احتمالا شادابی ما هم از بین خواهد رفت و همان شرایطی که در آن بودیم به محیطی نا آرام و ناراحت کننده تبدیل خواهد شد .
مثلا یکی از اعضای خانواده به مسافرتی چند ماهه برود یا دوستی صمیمی برای مدتی به مسافرت رفته باشد یا به هر دلیلی اقتصاد کشور به هم بریزد یا کالایی مهم گران شود و تورم نامناسب در کشور ایجاد شود و به هر دلیلی در وجود فرد احساس نگرانی یا ترس یا خشم یا حسادت و هرگونه احساس نامناسب ایجاد بشود ، همان فرد که به خاطر شرایط محیط شاداب بود دیگر آدم شادی نیست و این شخص افسرده و ناراحت و غمگین و یا خشمگین خواهد بود .
لذا هر شادابی که در بیرون از وجود ما هست و به شرایط جامعه و یا عوامل بیرونی وابسته باشه این شادابی بی ارزش و بی پایه هست.
حالا سوالی که پیش می آید این است که آیا میتوان شرایطی را به وجود آورد که هم شادابی درونی پایدار داشته باشیم و هم شادابی بیرونی ؟
و این بسیار نکته مهم و اساسی هست که با درک این موضوع ما میتوانیم تحت هر شرایطی شاداب و خرسند زندگی کنیم .
برای ایجاد شادابی پایدار ما باید از درون خودمان شروع کنیم و ابتدا باید آرامش را در درون خودمان ایجاد کنیم و این ایجاد آرامش درونی پایه و اساس یک زندگی آرام خواهد بود .
ومهم ترین نکته اینجاست؛
زمانی که ما بر روی افکارخودمان کار میکنیم و ذهن خودمان را به صورت خود آگاه کنترل میکنیم و آرامش درونی خودمان را حفظ می کنیم ، در نتیجه در اثر حفظ آرامش درونی ، شادابی درونی ما ایجاد میشود .
در نتیجه جهان هستی یا همان کائنات نیز به تغییر رفتار و نوع نگرش درونی ما پاسخ میدهد و اتفاقات و مسائل زندگی ما به نحوی رقم می خورد که اتفاقات محیط ما نیز با رفتار درونی ما هماهنگ میشوند و روند زندگی ما چهره ایی آرام و شاداب به خودش می گیرد و زندگی ما سرشار از آرامش و شادابی میشود .(تاکید می کنم این جمله را چند بار مطالعه کنید . )
حالا چند راهکار مهم و ساده به شما میگوم تا بتوانید آرامش درونی خودتان را به صورت دائمی حفظ کنید .
اولین راهکار برای ایجاد آرامش درونی حرکت به گذشته :
حرکت به گذشته یعنی چه ؛ یعنی اگر موضوعی پیش آمد که ما را ناراحت کرد و احساس درونی ما را به هم ریخت باید ببینیم در گذشه چنین موضوعی در زندگی ما رخ داده بوده یا نه در صورتی که خ داده باشد باید بگویم فلان روز این اتفاق رخ داد و الان میبینم تاثیری در زندگی من ندارد ، پس نگرانی من بی مورد است .
دومین راهکار برای ایجاد آرامش درونی حرکت به آینده :
حرکت به آینده یعنی زمانی که اتفاق به ظاهر نامناسبی رخ داد ، ما خودمان را در یک ساعت بعد از آن اتفاق ببینیم یا یک ماه بعد از آن اتفاق ببینیم و یا یک سال بعد از آن اتفاق ببینیم و این بستگی دارد به اینکه چه نوع اتفاقی رخ داده باشد و فکر کنیم و نتیجه بگیریم که آیا این اتفاق بعد از فلان مدت ارزشی خواهد داشت ؟ و این نگرانی یا ترس من تا آن زمان ادامه خواهد داشت ؟ و به این نتیجه خواهیم رسید که همه این نگرانی ها بی موردند و این احساس نامناسب چیزی جز نجوای درونی نیست .
همین الان هم اگر به اتفاقات گذشته زندگی خودتان نگاه کنید می بینید نگرانی ها و ترسهایی که در گذشته داشتید همه بی مورد و بی ارزش بوده اند ، مثل نمره درسی دوران مدرسه ، شکستن ظرف آشپزخانه ، دیر رسیدن به مدرسه و همه خرابکاری های کودکانه که در آن زمان ترس بزرگی را در دل ما ایجاد کرده بودند .
و الان می بینیم که همه آن اتفاقات به ظاهر وحشت ناک ارزش ترسیدن و نگرانی را نداشته اند و تنها با مطالعه درس و یا دقت در انجام کارهای خانه و یا زود بیدار شدن قابل حل بوده است ، از طرفی درسی بوده برای درست حرکت کردن در مسیر زندگی .
سومین راهکار برای ایجاد آرامش درونی دیدگاه متفاوت نسبت به اتفاقات زندگی :( الخیر فی ما وقع )
کسی که برروی افکار خودش کار میکند این نکته بسیار مهم را میداند که همه اتفاقات زندگی آن فرد به نفعش خواهد بود چه اتفاقات خوب و مناسب ، چه اتفاقات به ظاهر بد و نامناسب .
شاید شنیده ایید که می گویند « الخیر فی ماوقع » یعنی هر اتفاقی در زندگی من رخ بدهد یه نفع من هست و هیچ جای نگرانی نیست و آن فرد در پی همان اتفاق منتظر نتایج مطلوب آن اتفاق به ظاهر نامناسب هست ، به این قانون میگویند « قانون صبر » به همین خاطر خداوند در قرآن می فرماید « خداوند با صبر کنندگان هست . »
در نتیجه ، انتظار اتفاق خوب را کشیدن باعث میشود اتفاقات به ظاهر نامناسب در زندگی آن فرد به اتفاقات مناسب و عالی تبدیل شوند هرچند خود شخص بابت این اتفاق تعجبی نمیکند و میداند این قانون بدون تغییر خداست ولی اطرافیانش تعجب می کنند و میگویند ؛
« فلانی چقدر خوش شانسه فلان بلا سرش اومد ولی الان برو زندگیشو ببین انگار نه انگار همون آدمه . »
و مطمئنا شما هم این نوع آدمها را سراغ دارید .
چهارمین راهکار برای ایجاد آرامش درونی سخن گفتن با منبع انرژی جهان هستی یا همان خداست :
به نظر من بهترین و مطمئن ترین راه برای ایجاد آرامش درونی سخن گفتن با خدای مهربان هست.
از چند بعد این موضوع را باهم بررسی می کنیم .
فرض کنیدیک نفر به هر دلیلی مشکلی برایش پیش آمده و حالش گرفته و آرامش درونی خودش را از دست داده است و دنبال کسی هست که حرف دلش را به او بگوید .
به نظر شما آن یک نفر چه مشخصاتی را باید داشته باشد.
اولین مشخصه کسی که شما می توانید حرف دلتان را به او بگویید این است که شما با آن فرد راحت باشید و راحت حرف دلتان را به او بگویید .
دومین مشخصه آن فرد این است که امین اسرار شما باشد و هر حرفی به او بزنید راز شما را با تمام وجودش حفظ کند و محرم اسرار شما باشد.
سومین مشخصه آن فرد این است که باید با تمام وجودش حرفهای شما را گوش کند و کلمه به کلمه به حرفهای شما اهمیت بدهد.
چهارمین مشخصه بعدی آن فرد این است که آن فرد علاوه براین که باید با تمام وجودش به حرفهای شما گوش کند باید احساس واقعی درونی شما را هم درک کند.
پنجمین مشخصه آن فرد این است که او باید این توان را داشته باشد که به شما کمک کند و گره از کار شما باز کند.
تازه اگر کمکی هم کرد بدون منت باشد.
وآیا آن فرد همیشه و در هر حال میتواند به شما کمک کند؟ و هر لحظه از شبانه روز که بخواهید به کمک شما بیاید ؟
و آیا شما مطمئن هستید که او قدرت این را دارد که هر کاری بخواهید برای شما انجام دهد ؟
نهایتا آیا واقعا کسی هست که ما مطمئن باشیم این مشخصات را داشته باشد؟
و من به این سوالات با استفاده از کلام خود خدا پاسخ میدهم .
در مورد سوال اول باید بگویم خدا در قرآن می فرماید در هر حالت که هستی با من حرف بزن چه خوابیده چه نشسته و چه ایستاده .
و نیازی به هیچ گونه مقدمه چینی ندارد ، هرچند برای ایجاد خشوع و احترام به خدا و احساس درونی خوب برای حرف زدن با خدای مهربان هر کاری انجام بدهیم جا دارد ( مثل وضو گرفتن ، دوش گرفتن ، پوشیدن لباسهای خوشگل ، عطر و ادکلن زدن ، آرایش کردن ، شانه کردن موهای سر و ...
و هرکاری که در شما این احساس را ایجاد کند که شما با بهترین دوست خودتان قرار ملاقات دارید.
هر چند این خیلی خوب است ولی اینها ملاک ارتباط قلبی انسان با خدا نیست ملاک فقط و فقط احساس درونی شما در لحضه صحبت کردن با خداست .
در مورد مشخصه دوم باید بگویم ناگفته پیداست که خدای مهربان هرگز راز کسی را که خدا را دوست خودش میداند فاش نمیکند و یکی از القاب خدا ستار العیوب بودن خدا ست چه برسد به این که راز دل کسی را بخواهد فاش کند.
در مورد مشخصه سوم هم باید بگویم که خدا در قرآن می فرماید «الله علیم بذات الصدور »یعنی خدا از راز درون سینه ها آگاه است .
در مورد مشخصه بعدی درک واقعی طرف مقابل نسبت به احساسات شماست ، جواب این است که چون خداوند خالق انسان هست و همه احساسات و عواطف انسان را خودش در نهاد انسان گذاشته پس کاملا احساسات درونی او را درک میکند وکاملا میفهمد فردی که با او حرف میزند در آن لحظه چه احساسی دارد .
در مورد قدرتمند بودن فرد مقابل هم پر واضح است ، خدایی که خالق کل جهان هستی است و زمین وآسمانها و هر آنچه در آنهاست را خلق کرده و به راحتی لحظه به لحظه همه را اداره میکند و از طرفی خودش میگوید از من بخواهید تا خواسته شما را برآورده کنم و بارها و بارها به مهربان بودن خودش در قرآن تاکید میکند .
برآورده کردن خواسته یک انسان که در مقابل جهان هستی ذره ایی هم محسوب نمی شود برای چنین خدایی کاری ندارد .
جالب اینجاست که هیچ منتی هم ندارد و درخواست کردن از خدا اطاعت کردن از دستورات خداست ، چون خداوند به صورت دستوری گفته از من بخواهیدتا خواسته شما را برآورده کنم « ادعونی استجب لکم » کلمه ادعونی کلمه دستوری است و اطاعت کردن از دستورات خدا جزو وظایف ما انسانهاست .
در مورد مشخصه بعدی که در هر لحظه از شب و روز که بخواهید آن فرد مقابل بتواند به شما کمک کند خدا در آیه 255 سوره بقره که به آیه الکرسی معروف است می فرماید نه خواب سبک خدا را میگیرد نه خواب سنگین
« اللّه خدايى است كه هيچ خدايى جز او نيست. زنده و پاينده است. نه خواب سبك او را فرا مىگيرد و نه خواب سنگين. از آنِ اوست هر چه در آسمانها و زمين است.»
و با این توصیفات چنین خدایی را هرلحظه از شبانه روز صدایش بزنی جواب تو را میدهد و این قدرت را دارد که همه خواسته های شما را برآورده کند و شما به آرامش دلخواه خودتان دست پیدا کنید و با خیال راحت زندگی کنید.
پاسخ خداوند به خواسته های انسانها
الان در ذهن خیلی از شما عزیزان این سوال به وجود می آید ، پس چرا به خیلی از خواسته های ما پاسخ داده نمیشود .
این موضوع بسیار مهم و اساسی زندگی آدمهاست که اگر آن را درست درک کنند تحول عظیمی در زندگی بشر ایجاد میشود .
من به صورت خلاصه از چند جنبه به این موضوع می پردازم.
باور داشتن خدا
اولین ومهم ترین موضوع میزان باور انسانها نسبت به خداست :
آدمها باید ببینن به چه اندازه خدا را قبول دارند و به چه اندازه کارگشا بودن خدا را می پذیرند به قول علی (ع) که در نامه 31 نهج البلاغه به امام حسن (ع) می فرماید خدا را هرچقدر باور کنی به همان اندازه به تو پاسخ خواهد داد ، به عبارت دیگر پاسخ خداوند به خواسته های تو به اندازه ایمان و اعتماد تو به خداست و ما هم باید ببینیم به چه اندازه خدا را در زندگی خودمان باور داریم .
قدرت واقعی کیست ؟
موضوع بعدی که بسیار مهم و اساسی است بحث توحید در زندگی آدمهاست:
این بحث بسیار مهم و قابل تامل هست و میدانم خیلی از شما در مقابل این موضوع مقاومت دارید و در این صورت باید بر روی باورهای توحیدی خودتان کار کنید و اگر مقاومت ندارید من به شما تبریک میگویم و مطمئنم روند زندگی شما لحظه به لحظه رو به پیشرفت و موفقیت خواهد بود.
موضوع توحید قدرت دادن به خدا وغیر خداست ، ما باید ببینیم به چه اندازه در امورات زندگیمان خدا را قدرت واقعی میدانیم .
اگر بر این باور هستید که ؛
خدا هست ولی شانس هم بی تاثیر نیست .
خدا هست ولی دولت هم بی تاثیر نیست .
خداهست ولی خانواده هم بی تاثیر نیست .
خدا هست ولی سطح تحصیلات هم بی تاثیر نیست .
خدا هست ولی رئیس جمهور هم بی تاثیر نیست .
خدا هست ولی استعداد هم بی تاثیر نیست .
خدا هست ولی کشوری که در آن زندگی میکنیم بی تاثیر نیست .
و صدها باور مخرب که عوامل بیرونی را در زندگی خودمان دخیل میدانیم و به عبارت دیگر قدرت را از دست خدا می گیریم و میدهیم به دست عوامل بیرونی .
که در این صورت خدا می فرماید ؛
هرکسی بندگی من را بکند خودم امورات زندگیش را به دست میگیرم و اگر کسی بندگی من را نکند او را به همان کسی که بندگیش را میکند واگذار می کنم.
و بارها در قرآن گفته شده است که خداوند شرک را هرگز نمی بخشد .
و نهایتا عوامل بیرونی مثل دولت ، گرانی ، تحصیلات ، شانس ، خانواده ، رئیس جمهور ، استعداد و کشوری که در آن زندگی می کنیم در زندگی ما تاثیر گذار خواهد بود .
و اگر خدا را قدرت واقعی بدانیم و از صمیم قلب باور داشته باشیم که تنها خدا پشتیبان واقعی ماست نا خود آگاه آرامش تمام وجود ما را فرا میگیرد چون با وجود چنین خدایی دیگر نگرانی و ترس و هر احساس نامناسبی جایی در زندگی ماندارد و با آرامش درونی و راحتی خیال زندگی خواهیم کرد.
در پایان آرزوی خوشبختی و سعادت و آرامش رو برای شما عزیزانم دارم و شما را به خدای مهربان می سپارم.
سایت آموزشی مسیر نور
مهندس حبیب خیری




























